




سلام
عیدتون مبارک !
|
خواب، بيدار |
|
گر چه با يادش، همه شب، تا سحر گاهان نيلي فام، بيدارم؛ گاهگاهي نيز، وقتي چشم بر هم مي گذارم، خواب هاي روشني دارم، عين هشياري ! آنچنان روشن كه من در خواب، دم به دم با خويش مي گويم كه : بيداري ست ، بيداري ست، بيداري ! *** اينك، اما در سحر گاهي، چنين از روشني سرشار، پيش چشم اين همه بيدار، آيا خواب مي بينم ؟ اين منم، همراه او ؟ بازو به بازو، مست مست از عشق، از اميد ؟ روي راهي تار و پودش نور، از اين سوي دريا، رفته تا دروازه خورشيد ؟ *** اي زمان، اي آسمان، اي كوه، اي دريا ! خواب يا بيدار، جاوداني باد اين رؤياي رنگينم ! *** |
موفق باشید !
به امید دیدار!
به نام خالق اسمان ها
سلام
اگه براتون تکراری بود میبخشین چون اصلا فرصت تایپ کردن مطالب جدید رو ندارم !
بازم معذرت میخوام!
.................
براي کسي که اهسته و پيوسته راه ميرود هيچ راهي دور نيست
لابروير
اين جهان جهان تغيير است نه تقدير
ويليام جيمز
بدون وجد و شوريدگي هيچ چيز بزرگي بدست نمي اوريد
امرسون
بيشتر کساني موفق ميشوند که تعريف کمتري ميشنوند
اميل زولا
عشق چيزي مفيدتر از همه ي داروهاي جهان است
والت ويتمن
دوست توکسي است که هرگاه کلمه ي حق ازتوشنيدخشمناک نشود
فيثا غورث
کسي که شاد و خندان است هميشه چيزي براي شادماني پيدا ميکند
شوپنهاور
هيچ شعر و ترانه اي زيباتر از سرود هستي نيست
ک.يگانه
يک حلقه ي سست زنجير کافي است که همه ي زنجير را پاره کند
پرمودا بترا
مرد بزرگ دير وعده ميدهد اما زود انجام ميدهد
کنفوسيوس
کسي که به حقيقت ميرسد از اندوه دنيا دست بر ميدارد
افلاطون
........................
موفق باشید
به نام خالق اسمان ها
![]()
![]()
شما که فهمیدین مفهومش چیه ؟!
پس دیگه خودمو به زحمت نمیندازم !
![]()
اینه دیگه !
چی خیال کردین ؟! تازه اینوهم کلی تو فولدرام گشتم تا پیدا کردم ! پس فکر کردین الکیه ؟!
نخیر داداش !
![]()
![]()
شنبه : همون لحظه اي كه وارد دانشكده شدم متوجه نگاه سنگينش شدم هر جا كه مي رفتم اونو مي ديدم يك بار كه از جلوي هم در اومديم نزديك بود به هم بخوريم صداشو نازك كرد گفت : ببخشيد
من كه مي دونم منظورش چي بود تازه ساعت 9:30 هم كه داشتم بورد را مي خوندم اومد و پشت سرم شروع به خوندن بورد كرد آره دقيقا مي دونم منظورش چيه اون مي خواد زن من بشه
بچه ها مي گفتن اسمش مريمه
از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم باهاش ازدواج كنم
يك شنبه : امروز ساعت 9 به دانشكده رفتم موقع تو سرويس يه خانمي پشت سرم نشسته بود و با رفيقش مي گفتن و مي خنديدن تازه به من گفت آقا ميشه شيشه پنجرتون رو ببندين من كه مي دونم منظورش چي بود اسمش رو مي دونستم اسمش نرگسه
مث روز معلوم بود كه با اين خنديدن مي خواد دل منو نرم كنه كه بگيرمش راستيتش منم از اون بدم نمي آد از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با نرگس هم ازدواج كنم
دوشنبه : امروز به محض اينكه وارد دانشكده شدم سر كلاس رفتم بعد از كلاس مينا يكي از همكلاسيهام جزوه منو ازم خواست من كه مي دونم منظورش چي بود حتما مينا هم علاقه داره با من ازدواج كنه راستيتش منم از مينا بدم نميآد از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با مينا هم ازدواج كنم
سه شنبه : امروز اصلا روز خوبي نبود نه از مريم خبري بود نه از نرگس نه از مينا فقط يكي از من پرسيد آقا ببخشيد امور دانشجويي كجاست ؟
من كه مي دونم منظورش چيه ولي تصميم نگرفتم باهاش ازدواج كنم چون كيفش آبي رنگ بود حتما استقلاليه وقتي كه جريان رو به دوستم گفتم به من گفت : اي بابا ! بدبخت منظوري نداشته ولي من مي دونم رفيقم به ارتباطات بالاي من با دخترا حسوديش مي شه حالا به كوري چشم دوستم هم كه شده هر جور شده با اين يكي هم ازدواج مي كنم
چهار شنبه : امروز وقتي كه داشتم وارد سلف مي شدم يك مرتبه متوجه شدم كه از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند يكي از دختراي اردو از من پرسيد : ببخشيد آقا دانشكده پرستاري كجاست ؟ من كه مي دونستم منظورش چيه اما تو كاردرستي خودم موندم كه چه طور اين دختر ساوجي هم منو شناخته و به من علاقه پيدا كرده حيف اسمش رو نفهميدم راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم هر طور شده پيداش كنم و باهاش ازدواج كنم طفلكي گناه داره از عشق من پير مي شه
پنج شنبه : يكي از دوستهاي هم دانشكده ايم به نام احمد منو به تريا دعوت كرد من كه مي دونستم از اين نوشابه خريدن منظورش چيه مي خواد كه من بي خيال مينا بشم راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون عمرا قبول كنم
جمعه : امروز ضبح در خواب شيريني بودم كه داشتم خواب عروسي بزرگ خودم رومي ديدم عجب شكوهي و عظمتي بود داشتم انگشتم رو توي كاسه عسل فرو ميكردم و.... مادرم يك هو از خواب بيدارم كرد و گفت برم چند تا نون بگيرم وقتي تو صف نانوايي بودم دختر خانمي از من پرسيد ببخشيد آقا صف پنج تايي ها كدومه ؟ من كه مي دونم منظورش چي بود اما عمرا باهاش ازدواج كنم
راستش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون من از دختري كه به نانوايي بياد خيلي خوشم نمياد
شنبه : امروز صبح زود از خواب بيدار شدم صبحانه را خوردم و اودم كه راه بيفتم مادرم گفت : نمي خواد دانشگاه بري امروز جواب نوار مغزت آماده ست برو از بيمارستان بگير
راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون مردم مي گن من مشكل رواني دارم
برگرفته از بولتن جشنواره دانشجويي اصفهان ارديبهشت 81
..................................................................................................................
یادتون باشه ایام مدرسه اس ! دیگه زیاد گیر ندین
به عالم رویاها
به اسمانی که پایان ندارد
به ان جا کهستاره ی بخت همیشه چشمک میزند
ان جا که نسیم خنک عشق می وزد
و درد و رنج به پشت کوه می خزد
با پاهای زخمی و خسته ام
نه . با بال های کاغذی و شکسته ام
........................
بابت اینکه تو این مدت مطلبی نذاشتم متاسفم!چ
ایام مدرسه اس دیگه
...................
طاعات و عبادات همتون قبول
التماس دعا![]()
..............
خدانگهدار
لابد میگین وای بازم کپی![]()
بگین ما که گوشمون بده کار این حرفا نیست!![]()
اصلا میدونین چیه ؟ همش تقصیر فاطیه !![]()
اون منو گم راه کرد !
راس میگم ! باورتون نمیشه برین مطلبای اول منو بخونین ! مگه این جوری بود ؟![]()
هر گله ای دارین و هر چی دعوا دارین بریزین سر فاطی !![]()
باشه؟!![]()
افرین به شما !![]()
.................................
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست
..............................
...................................................
.............................................................................
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست
گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تودر خاطر من مشغله اي نيست
رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست
سلام !
خوبین ؟
خوشین؟
سلامتین؟
خب خدا رو شکر!
چه خبرا؟
چه چیزا؟
چه کارا میکنین؟
خوش میگذره؟
بسه دیگه![]()
خب پاشو برو بخواب تا عادت کنی به صبح زود بیدار شدن!
هنوز که نشستی ؟
پاشو دیگه!
نههههههههههههههههه
صبر کن !
مطلبا رو تا ته بخون بعد برو !
دیر که نمیشه !
فوقش یه ۲-۳ ساعتی هم پای مطلبامون معطل شدی!
اتفاقی نمی افته که !![]()
وااای دارم پرت و پلا میگم ! شما گوش ندین !
..............................
کیف و کفش و کتاب و.................. رو که اماده کردین ؟
لابد روزی ده بار هم مثل بچه اول دبستانی ها میرین زیپ کیفتون رو باز میکنین !
...................................
امیدوارم نمره های خوب خوب توی سال جدید بگیرین
مثل ـ صفرـ
شوخي كردم ! خدا کنه بیست بگیرین!![]()
................................
واسه ی ما هم دعا کنین ! البته واسه ی بیست گرفتن ها !
.......................
یه خبری دارم واسه شما !!!
البته میدونم خیلی ناراحت میشین و تا صبح هزار بار دعا میکنین که همش خواب باشه ! فرداش هم میرین امامزاده و نذر میکنین و بعد هم تو صندوق صدقه پول میندازین و...............
ولی چیکار کنم که باید گفت و شما هم باید بشنوین و هر طور شده قبول کنین !
میدونم براتون سخته ولی باید تحمل کنین !![]()
اما خبرم اینه که دیگه زیاد نمی تونیم مطلب بزاریم ! اره ! میدونم برات مشکله ولی قبول کن ! حقیقتیه که باید قبول کرد !
راستش ما هم راضی نیستیم که شما ناراحت باشیم اما چه میشه کرد که مدرسه داره شروع میشه ما باید برای گرفتن نمره ی بیست درسمون رو بخونیم !![]()
خیلی حرف زدم !![]()
ببخشین دیگه!
خب کاری ندارین ؟
اگه کاری داشتین میتونین به ادرس پست الکترونیکی وبلاگ میل بزنین یا برامون اف بزارین ! در ضمن خودتونو هم معرفی کنین و بگین که هدفتون اسمون ما دو تا هست !
ممنون !
خدا نگهدار
...................
میدونی اون نیشخندای اول واسه چی بود؟
نه !
خب خیالی نیست ! الان بهتون میگم ! ولی قول بدین مجوبورم نکنین که باز نیشخند بزنم ! باشه؟
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون که ما بازم کپی گرفتیم![]()
دیدی حالا میخوای دعوامون کنی؟
دیگه میخواین نیشخند هم نزنم ! اولش گفتم نگم بهتره تا شما مطلب رو بخونین بعد!![]()
حالا این گل هم واسه شما ![]()
کاری ندارین !
فعلا شب و روزتون خوش!
شوخی کردم حالا!
همیشه شب و روزتون خوش !
خداحافظ تا مطلب بعدی !
.........................
بازم...........................
دیدی؟
همه می خواهند که از نظر دیگران خوب و باحال باشند، اما اكثرا نمی توانند. این کار هیچ رمز و رازی ندارد. فقط باید بدانید که چطور باشید و چطور رفتار کنید. راه های مختلفی برای رسیدن به این منظور وجود دارد.
در اینجا به چند نکته اشاره می کنیم تا بدانید که چطور از نظر دیگران باحال جلوه کنید. این کارها را انجام دهید و بعد خواهید دید که چقدر دوستانتان علاقه مند به رفت و آمد با شما می شوند.
نامزدي خوب و خوشگل پیدا کنید
یک نامزد خوب همیشه شما را پیش اطرافیان سربلند خواهد کرد و باعث می شود که از نظر دیگران فرد ارزشمندی جلوه کنید. چرا؟ چون یک فرد خوب و زيبا حتماً دوستان زیادی دور و بر خود دارد، شما هم با آنها آشنا خواهید شد. و دوستانتان حتماً بدشان نخواهد آمد که با کسی رفت و آمد کنند که افراد زیادی را می شناسد.
زیاد به دوستانتان زنگ نزنید
سعی کنید زیاد دنبال دوستانتان نرفته و مدام به آنها تلفن نکنید. حد مشخصی برای این مسئله وجود ندارد، اما دقت کنید همیشه کمتر از مقداری که آنها به شما زنگ می زنند به آنها زنگ بزنید.
همیشه با قصد و منظور به دوستانتان تلفن کنید
فقط برای حرف زدن به دوستانتان تلفن نکنید. تلفن هایتان را کوتاه کنید. فقط یکبار زنگ بزنید. و اگر لازم بود برایش پیغام بگذارید. اگر آنها با شما تماس نگرفتند، دوباره به آنها زنگ نزنید مگر اینکه مسئله ای ضروری پیش آمده باشد. مثلاً اگر می خواهید شام بدهید و دوست دارید که آنها را هم دعوت کنید، و آنها با شما تماس نگرفتند، مشکل خودشان است. شما نباید دنبال آنها بروید.
خوب لباس بپوشید
مردم دوست ندارند با آدم های بدتیپ و ژولیده رفت و آمد کنند. البته نمی گویم وقتی می خواهید با دوستانتان بیرون بروید کت و شلوار و این چیزها تنتان کنید، اما سعی کنید همیشه مرتب و خوش پوش باشید. یادتان باشد که مردم معمولاً از روی قیافه و ظاهر در مورد افراد نظر می دهند.
مطلع و آگاه باشید
مردم دوست دارند با کسی رفت و آمد کنند که بتوانند از او مطلبي یاد بگیرند. اما هول نشوید، اطلاعاتتان را زماني در اختیار آنها بگذارید که از شما سوال کنند. چون ممکن است فکر کنند قصد پز دادن دارید. و این اصلاً خوب نیست.
شوخ و بذله گو باشید
نمی گویم که دلقک باشید. اما اگر طبع شوخ دارید، کمی از آن را به دوستانتان نشان دهید. لازم نیست که منبع سرگرمی و خنده شوید. تعادل را حفظ کنید. و خواهشاً اگر می خواهید جوک تعریف کنید، سعی کنید که حداقل آنرا بی مزه تعریف نکنید که مردم جای خندیدن گریه کنند.
افسرده نباشید
اگر حالتان خوب نیست، بهتر است که در خانه بمانید. چون مردم دوست دارند که وقتی با دوستانشان بیرون می روند به آنها خوش بگذرد. کسی دوست ندارد در آن زمان شما را مشاوره روانپزشکی کند. بله، می توانید به یکی از دوستان نزدیکتان مشکلتان را در میان بگذارید، اما وقتی یک شب با دوستان بیرون رفته اید سعی کنید که مشکل را فراموش کنید.
اسرارآمیز باشید
اگر همه ی جزئیات زندگیتان را به دوستانتان بگویید، ممکن است زیاد جذب شما نشوند. همیشه چیزی را ناگفته نگاه دارید، و افراد همیشه علاقه مند به دانستن آن موضوع باقی می مانند.
ضعف و ناتوانی هایتان را به کسی نگویید
هر کسی ضعف و ناتوانی دارد، اما لازم نیست که این مسئله را به اطلاع همه برسانید. اگر این کار را بکنید، آن ضعفتان را باعث شوخی و خنده ی اطرافیان می کنید. اگر نسبت به چیزی حساسیت دارید، با کسی آن را مطرح نکنید و پیش خود نگاه دارید.
با افراد اجتماعی و باحال رفت و آمد کنید
اگر بخواهید همیشه افراد شکست خورده و به دردنخور را وارد اکیپ دوستانتان کنید، خودتان هم خیلی زود جزء همان ها به حساب خواهید آمد. و از طرف دیگر، اگر افراد اجتماعی و درست و حسابی را در اطراف خود داشته باشید، مردم هم همان فکر را در رابطه با شما خواهند کرد.
افراد را به یکدیگر معرفی کنید
جزء آن افرادی باشید که گروه ها و اکیپ های مختلف را به هم معرفی می کنند. اگر شما دو اکیپ دوست دارید، آنها را به هم معرفی کنید. البته اگر فکر می کنید که این دو گروه به هم می خورند. و از آنجا که آنها فقط شما را می شناسند، احتمالاً وقتی با هم روبه رو می شوند در مورد شما صحبت خواهند کرد.
همیشه دیر بر سر قرار بیایید
زود رسیدن سر قرار دو اشکال دارد. یکی اینکه وقتی شما وارد می شوید دیگران متوجه شما نخواهند شد. و دیگری اینکه دوستانتان تصور خواهند کرد که شما جای دیگری نداشته اید که بروید و فقط منتظر آمدن به آنجا بوده اید. اما دقت کنید که خیلی دیر هم نرسید.
به حرفهایتان عمل کنید
عمل کردن به حرفها و قول هایتان به دیگران ثابت می کند که فرد قابل اعتمادی هستید و می توان رویتان حساب کرد. اما عمل نکردن به حرفهایتان، نه تنها شهرتتان را لکه دار می کند بلکه باعث می شود چند تا از دوستانتان را هم از دست بدهید.
آخرین نفری نباشید که مجلس را ترک می کند
اگر شما آخرین نفری باشید که جمع را ترک کند، نشان می دهد که شما مزاحم بوده اید. اگر بخواهید بیش از حد بمانید احتمالاً شانس دعوت شدن در آینده را از دست خواهید داد.
برای بیرون رفتن برنامه ریزی کنید
هر چند وقت یکبار (دوسال یکبار کافی است) برنامه ریزی کنید و دیگران را جایی دعوت کنید. همه چیز را مرتب کرده و بعد همه را دعوت کنید.
تحت هیچ شرایطی خونسردیتان را از دست ندهید
کسی دوست ندارد که با کسی بیرون برود که سریعاً عصبانی شده و کنترل خود را از دست می دهد. اتفاقات بد ممکن است بیفتد و شما هم باید واکنش نشان دهید. اما لازم نیست که کنترل اعصابتان را از دست بدهید. همیشه خونسردی خود را حفظ کنید.
باحال باشید
ــــــــــــــــــــ
رعایت همه ی این نکات باعث می شود که در جمع دوستان به عنوان فردی باحال و خوش مشرب شناخته شوید. اما لازم نیست که برای این کار خیلی تلاش کنید. بگذارید همه چیز عادی پیش برود.
............................................
من کپی گرفتم![]()
...............................
من=طاهره
سلام به همگی!!!!!!!!!!!!!!!
ولی اینجا که کسی نیست !!!!!!!!!!!!!!
کجایین رفیقا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عیبی نداره لابد کار دارین نتونستین سر بزنین یا اومدین و نتونستین نظر بدین !!!!!!
درسته؟؟؟؟؟؟؟؟
خب خدا رو شکر ما رو فراموش نکردین!!!!!!
میگما................اگه این فاطی رو دیدین سلام ما رو هم بهش برسونین !!!!!!!!!!
اخه چند روزه پیداش نیست!
اره دیگه!!!!!!!!!
تا بعد کاری ندارین ؟
پس فعلا خداحافظ
...............
پاورقی:اومدم که نگین نمی اد
پاورقی:اومدم که بگم چرا نظر نمی دین
...............
.................................................
این هم مثل بعضی از مطلب هامون کپی پیستی هست!میبخشین دیگه؟!
.......................................
طرز ترک دادن شوهر سیگاری 100 درصد عملی :
از زبان خانومی که شوهرشو ترک داده : من بعد از خوندن صحبتهاي معاون سلامت تصميم به وادار كردن شوهرم به ترك سيگار كردم و بسرعت برگه اي برداشتم و مطالب زير رو در اون نوشتم و به در يخچال چسبوندم.
از امروز تصميم گرفتم تو رو به ترك سيگار وادار كنم و به همين خاطر قوانين زير از همين الآن در خانه لازم الاجرا مي باشد:
-
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
-
تبصره: خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم ...!!
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
من نوشتم !اگه گفتی من یعنی کی؟
![]()
اگر داوطابي در كنكور قبول نشود هيج خطري متوجه او نيست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
زيرا سال فقط 365 روز دارد در حالي که.........
1-در سال 52 جمعه داريم و مي دانيم که جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند
۲- حداقل 50 روز تعطيلات تابستان است و چون هوا گرم است مطالعه دقيق مشکل است پس 263 روز باقي - ماند.است.
۳- در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است که جمعا" 122 روز مي شود بنابراين 141 روز باقي مي ماند.
۴- براي سلامت جسم و روح روزانه يک ساعت تفريح لازم است که جمعا" 15 روز مي شود پس 126 روز باقي مي ماند.
- دوساعت هم در روز براي خوردن غذا ( صبحانه - نهار – شام ) لازم است که در کل 30 روز مي شود پس96 روزه ديگر باقي مي ماند
۶- يک ساعت براي گفتگو و تبادل نظر افکار به صورت تلفني با ديگران ضروري است زيرا انسان موجودي است اجتماعي اين خود 15 روز از کل سال است بنابراين 81 روز از سال باقي مي ماند
۷- روز هاي امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص مي دهد و نظر به حجم بالاي درس ها و خستگي ناشي از امتحان 36 روز ديگر باقي مي ماند
۸- تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دسته کم 30 روز در سال است مگر مي توان در اين اعياد وقت را به مطالعه گذراند ؟؟ پس 6 روزه ديگر باقي مي ماند.
۹- در سال حداقل 3 روز به بيماري مي گذرد و سه روز باقي مي ماند.
۱۰- سينما روفتن و ورزش کردن و ساير امور شخصي هم لا اقل 2 روز از سال را پر مي کند پي فقط يک روزه ديگر باقي است
۱۱- يک روزه باقي مانده هم همان روزه تولد شماست و چگونه مي توان در آن روزه بخصوص درس خواند !!!!! پس داوطلب (!!) نمي تواند اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد..
........................
بازم مطلبی نوشتم که کپی پیستی هست!ولی خب ناراحت نشید ! چون چیز دیگه گیر نمی اد!خب شما بگین من چیکار کنم؟!
![]()
![]()
![]()
جواب 1:مدرسه خوبه هیچ وقت ازش خسته نشدم چون همون رشته ای هست که دوست دارم (میرم مدرسه میرم مدرسه جیبام پر از فندق و پسته)
جواب 2:تنبیه نشدم ولی یه خاطره بد معلممون گفته بود یکی از پستر ها و کارای تصویر سازیتون رو روی فلاپی بریزید بیارید من داشتم تا صبح یکی از کارای تصویر سازیمو دیتیل میکردم تا ساعت 6صبح وقتی اومدم بریزم رو فلاپی برق رفت اون روز بدترین روز زندگیم بود 10 نمره نگرفتم
جواب 3:یکی از کارام برای جشنواره رفت
1- مدرسه که نمی رم چون یک سالی هست که لیسانسمو گرفتم ولی اون موقع ها مدرسه رو دوست داشتم چون با دوستام بودم و می تونستیم با هم شیطونی کنیم و معلمامون و اذیت کنیم
2- تنبیه زیاد شدم چون خیلی شیطون بودم ولی سال سوم راهنمایی ناظممون رو زدم و به خاطر همین به شدت از طرف پدرم تنبیه شدم (البته نه تنبیه بدنی تنبیهی که آزادیم رو محدود کرده بود)
3-اون قدر خاطره هام زیادن که نمی دونم کدوم رو بگم ...

همین جا از هر دونفری که ما رو قابل دونستن و به سوالمون جواب دادن نهایت تشکر رو میکنم !
امیدوارم همیشه سبز و خرم زندگی کنید و ایام به کامتون باشه!![]()
................
راستش میخواستم با این کارم خاطرات رو تازه کنم اما انگار زیاد موفق نبود !
در هر صورت امیدوارم خاطرات خوب و شیرینی رو همگی تجربه کنید و یه روزی این وبلاگ رو قابل بدونین که این وبلاگ پذیرای خاطرات شما باشه!(اخه خودم زیاد خاطره شنیدن دوست دارم ! مخصوصا از شیطنت ها و اذیت هایی مدرسه ای ! تا اگه شد ما هم به کار ببندیم!
)
روز و شب تون خوش
** به مامان ثابت کن خیلی ازاون ظرفهایی که فکر میکنه نشکن هستن بشکن هستن!
** بابا عاشق بازی بگردو پیدا کنه...کنترل تلویزیون روقایم کن تا بگرده وپیداش کنه!
** حواست جمع باشه که صدات توی خونه باید ازهمه بلندتر باشه!
** ته بستنی قیفی جایزه داره...اول تهشو بخور!
** وقتی ازتوی ویترین مغازه خوارو بار فروشی یه قوطی ازتوی ردیف آخر بکشی بیرون بقیه قوطیها صدای قشنگی ازخودشون درمیارن!
** به مامان نشون بده که ازظرف پراز غذاهم میشه به جای کلاه استفاده کرد.
** خرید ازسوپر مارکت خیلی مزه داره!وقتی مامان حواسش نیست ازتوی قفسه ها چیزمیز بردار وبذار توی سبد مامان!
** همه میگن حمام شیر برای پوست خیلی خوبه.....!
** " نه " همیشه یعنی " شاید " مگراینکه باصدای بلند گفته بشه!
** وقتی برف میاد خیلی خوش میگذره....مخصوصا اگه یه تیکه برف بندازی تویقه ی مامان!
** هر حرفی روکه مامان میگه بی تربیتیه یادت بمونه...بعدا به دردمیخوره!
** یه عالم چیزجالب توی سطل آشغال پیدامیشه!
** اگه دم گربه روبکشی یه صدای قشنگی ازخودش درمیاره که نگو!
** آخه بازی کردن بدون جیغ زدن اصلا کیف داره؟!
** میدونی یکی ازکارهایی که مامان دوست داره چیه؟...لباس شستن!
** " چرا " سوال قشنگیه....هروقت مامان چیزی بهت گفت بگو چرا؟..وقتی جواب داد دوباره بپرس...این بازی میتونه ساعتها ادامه پیداکنه!
** اگه لوله خمیردندون روخالی کردی اصلا نگران نباش ..مامان میتونه دوباره پرش کنه!
** هرچی روکه بشه برداشت میشه پرتش هم کرد!
** اگه دستمال کاغذیها روبندازی توی ماشین لباسشویی توپهای کوچولوی سفیددرست میشه...!
** اگه بشینی روی دستگاه فتوکپی عکس خوشگلی ازت میگیره!
** وقتی بامامان میری کارواش شیشه روبکش پایین ...بدنیست توی ماشین هم شسته بشه
** گل ازخمیربازی خیلی بهتره...!
** وقتی یه نفرتو روپرت میکنه هوا خودتو بنداز روش!
** یه عالمه چیز میشه انداخت تو سوراخ توالت......!![]()
...
فاطی خانمی
تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن![]()
پسرها:
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسه ي نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمه ي مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيمانده ي تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچه ي تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن![]()
فاطی جون
** يه خانم توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله... ۲۲ نفر دنبالش هستن...![]()
** توی سن ۲۸ سالگی مثل توپ هاكيه... ۱۰ نفر دنبالش هستن...![]()
** توی سن ۳۸ سالگی مثل توپ گلفه... ۱ نفر دنبالشه...![]()
** توی سن ۴۸ سالگی مثل توپ پينگ پنگه... ۲ نفر هی از خودشون دورش می كنن و به طرف مقابل پاسش ميدن...![]()
** توی سن ۵۸ سالگی مثل توپ جنگیه ....کسی جرات نداره از۱۰ متریش ردبشه. ![]()
فاطی خانم
یک روزبعد ازظهر رفتم به یکی ازاین کافی شاپها...ازسر بیکاری...توی کافی شاپ نشسته بودم وداشتم به مردم دررفت وآمد نگاه میکردم که یکدفعه دیدم یک دخترکوچولوی آدامس فروش واردشد ورفت پشت یک میزنشست.
یکی ازگارسون ها که خیلی ادعای شخصیت وانسانیتش هم میشد به طرف دخترک هجوم برد وباتندی خواست دخترک رواز اونجا بیرون بندازه.
دخترک بااعتمادبه نفس کامل گفت: هیچ چیزمجانی نمیخوام.هرچی که بخورم پولش رومیدم.
کمی بااسترس پایش راتکان دادو زیر نگاه سنگین مرفهین بی دردآنجا![]()
![]()
ازگارسون پرسید: یک بستنی میوه ای چنداست؟!
گارسون بابی حوصلگی گفت:۱۵۰۰تومان.
دخترک پولهایش رازجیبش درآورد وآنها راشمرد.اینبارپرسید: یک بستنی ساده چنداست؟
گارسون بی حوصله وبی اعتناتر ازقبل جواب داد:۸۰۰تومان.
دخترک گفت:پس یک بستنی ساده برایم بیاورید.
بعداز مدتی پیشخدمت بستنی ای برای دخترآورد که فکرنمیکنم حتی ساده بود...احتمالا مخلوطی ازته مانده بقیه بستنی ها.
دخترک بستنی راخورد و۸۰۰تومان به صندوق دادو رفت.
وقتی پیشخدمت برگشت تاظرف بستنی دخترکوچولو راازروی میزش جمع کند دید دخترک درکنار ظرفش دوتا دویست تومانی گذاشته برای انعام...